اعتیاد همسرم به مواد شیشه قسمت ۱
3/5 - (8 امتیاز)

تاریخ بروز رسانی آبان ۱۸, ۱۴۰۱ by

اعتیاد همسرم به مواد مخدر (محرک) شیشه قسمت اول ای کاش همسرم زنده بود الان یک سال است که در زندان به سر میبرم و منتظر حکم قاضی می باشم. اولیای دم رضایت نمی دهند. می دانم آخر اعدام می شوم. راستش را بخواهید حقم است.

شروع اعتیاد به شیشه

اینان سخنان راشد، مردی ۳۸ ساله می باشد. پدر سه فرزند و همسر ریحانه. خودش از دلیل زندان افتادنش می گوید از اینکه سبب مرگ همسرش شده است. “بیست و دو ساله بودم که با ریحانه آشنا شدم. آن زمان تازه در داروخانه مشغول به کار شده بودم. روزی دختری بسیار زیبا برای خرید قرص به داروخانه آمد. من نیز با همان نگاه اول عاشقش شدم. این نگاه های پنهانی یک سالی طول کشید تا اینکه بالاخره خانه ریحانه را یافتم و از مادرم خواستم که او را برایم خواستگاری کند. از آن جایی که هم من و هم خانواده ام انسان های آبرو دار و شناخته شده ای بودیم، مقدمات قبل از عقد و عروسی به سرعت صورت گرفت.

اعتیاد شیشه چیست؟
اعتیاد شیشه

ریحانه واقعا دختر خوبی بود. او با تمام کاستی ها و نقص های من سازگاری می کرد و من در کنار او آرامش داشتم. دو سال بعد اولین فرزندمان به دنیا آمد. با وجود زهرای عزیزم خوشبختی من کامل شده بود. خانواده سه نفری ما غرق در شادی بود و همین خوشبختی مرا از دشمنان اطرافم غافل کرده بود. به مقاله کمپ اعتیاد به شیشه سر بزنید !

اعتیاد همسرم به شیشه

بهروز پسر عمه ام بود. پسر عمه ای که از دوران کودکی با هم بزرگ شده بودیم. پدر بهروز انسان لاابالی بود و خانواده اش را بسیار اذیت می کرد. برای همین از همان بچگی تخم حسادت و کینه از من به دل داشت. هر چه بزرگتر می شدیم، فاصله طبقاتی و اجتماعی بیشتری پیدا می کردیم. خانواده عمه من همیشه در فقر و بدبختی زندگی می کردند. مخصوصا بعد از فوت همسرش که دیگر نان آوری نداشتند.

به خاطر آشوب هایی که بهروز مسببش بود، ما سال ها از آن ها بی خبر بودیم؛ تا اینکه متوجه شدیم که وضع مالی عمه ام از این رو به آن رو شده و بهروز یک شبه صاحب ثروت بسیاری شده است. من که از این همه تغییر تحول جا خورده بودم، روزی به سراغ بهروز رفتم تا از احوالاتش خبر بگیرم. در حقیقت نقطه سقوط زندگی من از آنجا شروع شد. بهروز نیز که در تمام عمرش به دنبال فرصتی برای ضربه زدن به من بود؛ از کسب و کار پر رونق و ویلا های آنتالیا و سفر های گرجستان و ترکیه اش برایم تعریف می کرد. در بهبوهه تعریف هایش ناگهان احساس خلا کردم و از او خواستم که مرا هم در کار خود شریک کند.

بخش دوم اعتیاد همسرم به مواد مخدر شیشه و مقاله بستری در کمپ اعتیاد شیشه ادامه دارد

پایان متن.

نیلوفر ساکی

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

CAPTCHA ImageChange Image

تماس فوری!!
شماره تماس اسلامشهر شهریار واوان پرند
شماره واتساپ انتقادات
Call Now Buttonتماس فوری (تهران و شهرری) وکرج