رانندگی و اعتیاد همسرم
لطفا امتیاز دهید post

تاریخ بروز رسانی مهر ۵, ۱۴۰۰ by

مقاله داستان نمونه اعتیاد به مواد مخدر در شغل رانندگی و توجیه این موارد استعمال مواد ،به دوران نوجوانی رسیده بودم که سر و کله خواستگار ها یکی یکی پیدا شد. خانواده ای سنتی داشتم و همه تصمیمات بدون مشورت با ما صورت می گرفت. روزی مادرم در یکی از جلسات مذهبی با زنی آشنا شد که به محض دیدن من، مرا از مادرم خواستگاری کرد. پسرش راننده ماشین سنگین بود و مادرم عقیده داشت از چنین مادر مذهبی حتما پسر خوبی به عمل آمده است. از طرفی هم یکی از بستگان پدریم شیفته و دلباخته خواهر کوچکترم شده بود و پدرم می گفت که تا دختر بزرگم ازدواج نکند، دختر کوچکم را شوهر نمی دهم.

از نیش و کنایه های خواهرم به تنگ آمده بودم و بالاخره ندیده و نشناخته به همایون جواب بله دادم. در کمتر از چند ماه بر سر خانه و زندگی مان رفتیم. زندگی خوبی داشتیم و من ۸ ماهه باردار بودم که روزی برای خرید از خانه خارج شدم. هنوز چند ساعتی از خروجم نمی گذشت، که احساس دلشوره سرتا پایم را می خورد.

اعتیاد همسرم با توجیه رانندگی

به خانه بازگشتم که دیدم همایون پای بساط مواد مخدر است. دنیا بر سرم خراب شد. به پایش افتادم. گریه کردم و آنقدر التماس کردم تا اینکه او را برای رفتن به کمپ ترک اعتیاد راضی کردم. یک سال از آن روز می گذشت و من خوشحال از اینکه همسرم ترک کرده، دخترم را در آغوش می گرفتم و خدا را شکر می کردم. تا اینکه بار دیگر متوجه شدم همسرم به مواد مخدر آلوده شده است. باز هم به او اعتراض کردم، اما هر بار او می گفت که برای رانندگی به کشیدن مواد احتیاج دارد و بدون آن نمی تواند کار کند.

اعتیاد به مواد مخدر در کمپ رانندگی
اعتیاد به مواد مخدر در رانندگی

اعتیاد به شیشه

بعد از مدتی هم با منت می گفت، که بروم خدا را شکر کنم، که مواد مخدر صنعتی مصرف نمی کند. من نیز که دیگر توان دعوا های هر روزه را با او نداشتم، او را به حال خود رها کردم. تا اینکه متوجه شدم نه تنها مواد مخدر سنتی مصرف می کند، بلکه از قافله صنعتی نیز جا نمانده است. هر بار هم با کشیدن حشیش و اعتیاد به شیشه دچار توهم می شد و مرا به باد کتک می گرفت.

طلاق عاقبت کار

۱۳ سال آن زندگی را تحمل کردم، تا اینکه بالاخره طاقتم طاق شد و به خانه پدریم آمدم و دادخواست طلاق دادم. از آنجایی که اعتیاد همایون محرضز بود، دادگاه طی چند جلسه با طلاق ما موافقت کرد. بعد از طلاق، با شرکت در کلاس های خیاطی سعی کردم، برای خودم کار و کاسبی کوچکی راه بیندازم. خوشبختانه مشتری هایم خوب بودند و من درآمد خوبی داشتم

 

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

CAPTCHA ImageChange Image

تماس فوری!!
شماره تماس اسلامشهر شهریار واوان پرند
شماره واتساپ انتقادات
Call Now Buttonتماس فوری (تهران و شهرری) وکرج